تپیدن های دل ها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد
فرهنگیان عزیز ، ملت شریف ایران ؛
روزهای ششم ، هفتم و هشتم اردیبهشت ماه 88 مدارس تهران و بسیاری از شهرهای کشور شاهد همدلی و همراهی معلمان ، دانش آموزان ، مدیران ، معاونان و اولیاء محترم بوده است . طی این روزها یک بار دیگر قلب ها به هم پیوند خورد و آن ها را که تلاش می شد در برابر یکدیگر قرار گیرند ، در کنار یکدیگر قرار داد.
معلمان کشور ، دفاع قانونی ، منطقی و مسالمت آمیز از حقوق خود را به دانش آموزان آموزش دادند و دانش آموزان نیز با ایمان به راه مربیان خود در کنار آن ها قرار گرفتند و دردهایشان را شنیدند و برای اصلاح آموزش و پرورش ، دوش به دوش مربیانشان صحنه هایی بی نظیر آفریدند .
کانون صنفی معلمان ایران به تمامی دانش آموزان ، معاونان ، مدیران و اولیاء محترمی که در این حرکت مدنی همراه و همگام بوده اند درود می فرستد و این اتحاد را به فال نیک می گیرد .
همکاران گرامی ، ملت همراه
همانگونه که می دانید در سومین روز از اعتراض معلمان یک بار دیگر ، خبر اصلی شبکه های مختلف خبری به اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ، از اول فروردین 88 اختصاص یافت ، اما همچون گذشته کلی گویی ، عدم اشاره به مطالبات معوقه ی دو سال گذشته قانون و همچنین تاکید بر افزایش 25 درصدی حقوق ، مجددا به این شائبه دامن زد که اینگونه موضع گیری ها تنها واکنشی است برای خنثی سازی اتحاد جامعه معلمان ؛ و اگرنه در سالی که شاهد تورم 25 درصدی بوده ایم ، گره زدن افزایش 25 درصدی حقوق به قانون مدیریت خدمات کشوری چیزی جز ادامه همان جنگ روانی نیست که کانون صنفی معلمان طی بیانیه های قبلی ، بارها و بارها به آن اشاره کرده است .
به راستی از ریاست محترم جمهوری اسلامی و دولت نهم که محور اصلی برنامه های خود را عدالت اجتماعی قرارداده است سوال می کنیم که آیا هیچ رابطه ای بین شعار عدالت واخلاق وجود ندارد ؟ پس چگونه است که اینچنین بی پروا پا بر قول و قرار خویش می گذارند و حدود 2 سال از اجرای قانون مصوب مجلس سر باز می زنند و وعده هایی را که بارها و بارها در انظار عمومی به ویژه در سیمای جمهوری اسلامی عنوان نموده و می نمایند به فراموشی می سپارند ؟
بر این اساس ، ضمن گرامیداشت هفته معلم که در تهران روز شنبه 12/2/88 از ساعت 16 تا 18 با حضور در ابن بابویه ، مزار شهید جنبش معلمان دکتر خانعلی و هم زمان در قم با حضور بر مزار شهید استاد مطهری آغاز می گردد ، برنامه های زیر به اطلاع همکاران محترم فرهنگی رسانده می شود .
1- روز دوشنبه 14/2/88 از همکاران تهران و شهرستانهای مجاور دعوت می گردد تا از ساعت 13 الی 15 با حضور در مقابل وزارت آموزش و پرورش واقع در میدان فردوسی – خ سپهبد قرنی ، بر عزم جدی خود بر اجرای بی کم و کاست قانون مدیریت خدمات کشوری از زمان مقرر تاکید نمایند .
2- از همکاران فرهنگی در مراکز استان ها دعوت می شود در ساعت مذکور با حضور در محوطه سازمان های آموزش و پرورش در شهرستان ها که با حضور در ادارات آموزش و پرورش همراهی خود را با تشکل های صنفی برای به نتیجه رساندن خواسته هایی که بیش از 10 سال برای اجرای آن خون دل خورده اند اعلام نمایند .
در خاتمه از همکاران محترم درخواست می شود به پاس قدردانی از همراهی دانش آموزان و اولیاء محترمشان ، از تمام توان خود برای جبران وقفه احتمالی که طی این سه روز اعتراض در روند آموزش ایجاد شده است استفاده نمایند .
ضمنا به دلیل محدودیت زمان و هزینه از همکاران عزیز تقاضا می شود سریعا نسبت به اطلاع رسانی از طریق تکثیر و پخش بیانیه اقدام فرمایند .
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران،تهران
10/2/88
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:43 توسط فرهنگ
به نام خداوند جان وخرد
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است.
بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388
فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران!
بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.
رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند،که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.
پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورده واعلام کرد،چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.
اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد،واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.
از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد،که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند،ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت.
1- روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.
2- روز دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده، ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.
3- روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده ،وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.
بدیهی است،چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل
واز 1/1 1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم
درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ،سپاسگزاری می نماییم.
درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.
به امید پیروزی وموفقیت روز افزون
کانون صنفی معلمان ایران
یکم اردیبهشت1388
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:23 توسط فرهنگ
هو العلیم
جغد خصوصی سازی بر بام آموزش و پرورش
در روزنامه همشهری 15/12/87 از قول عضو کمیسیون تلفیق مجلس چنین آمده بود: «چهار درصد از فعالیت های آموزش و پرورش به بخش غیردولتی واگذار می شود.» یکی از دلایل این واگذاری هزینه پایین مدارس غیر دولتی ذکر شده بود.
هر انسانی برای ادامه زندگی باید از تربیت خاصی در حدّ معیارهای متعارف جامعه ای که در آن زندگی می کند بهره مند باشد. بنابر این جامعه ای که اصل آموزش را پذیرفته است بهره مندی از حدّ نصاب آموزش، حق هر شهروند است و آن جامعه مکلف است موجبات بهره مندی از تربیت همگانی را برای همه کودکان و نوجوانان فراهم کند.
در ایران آموزش همگانی اجباری سابقه ای طولانی دارد، به طوری که در ماده 3 قانون اساسی معارف مصوب سال 1297 هجری شمسی چنین آمده است: «تعلیمات ابتدایی برای عموم ایرانیان اجباری است.» و قانون اجرای تعلیمات اجباری مصوب مرداد 1322 شمسی با صراحت اجرای این برنامه را به دولت محول کرده است.
ضرورت رایگان بودن آموزش اجباری نیز از ابتدا مورد توجه بوده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در اصل سی ام[1] بر رایگان بودن تحصیل و وظیفه دولت در
ارائه آن تاکید دارد.
اصولا یکی از وظایف آموزش و پرورش تربیت افراد نخبه برای اداره جامعه در سطوح گوناگون است. اگر آموزش و پرورش رو به کمال رود جامعه را هم به همان سو می کشاند. بنابر این انتقال آداب و رسوم، دانش و فرهنگ به فرزندان جامعه سبب حل مسائل انسان و پرورش انسان خردمند و جامعه ی متحول می گردد. در جامعه ای که فرصت های مساوی آموزشی و پرورشی به کودکان و نوجوانان داده می شود، تنها استعداد و هوش افراد تعیین کننده راه زندگی می باشد و عوامل اقتصادی، فرهنگی، خانواده، جنسیت، شرایط مکانی، وضعیت دینی، نژادی و ملّی نباید سدّ راه استفاده فرد از امکانات آموزش و پرورش جامعه گردد. به طور مثال کودکان با استعداد عشایر سرزمین ما به همّت مردان فهیم و دلسوزی چون «بهمن بیگی» که بعد ها مدیر کل مدارس عشایری و روستایی شد، امروز پزشکان فوق تخصص و استادان به نام این آب و خاک اند و به قول خودشان اگر بهمن بیگی نبود امروز گوسفند می چراندند! و جامعه ما از وجود چنین مردان و زنانی بی بهره بود.
علمای علم اقتصاد استعدادهای انسانی را برترین منابع تولید معرفی می کنند. «جان استوارت میل» کاردانی را جزء ثروت ملّی می داند. «آدام اسمیت» می گوید: «تخصص و ورزیدگی کارگران باید قسمتی از سرمایه ثابت کارخانه ها محسوب گردد.» وی آموزش و پرورش و سرمایه گذاری در آن را امری کاملا" اقتصادی می داند. سرانجام ژان مونه می گوید:
"در مسابقه ی اقتصادی جهان آینده، برد از آن ملتی خواهد بود که کامل ترین مجموعه ی تعلیم و تربیت را دارا باشد."
در تحقیقی که به سفارش آموزش بین الملل انجام شد، روند خصوصی سازی آموزش عمومی مدارس را بر مبنای سود دهی معرفی می کند. فرد ون لیون دبیرکل آموزش بین الملل در پنجمین کنگره اتحادیه جهانی معلمان در سال 2006 می گوید:
همان طور که این تحقیق نشان می دهد موضوع نگران کننده دقیقاً خصلت آموزش است. آیا آموزش در دادن فرصت مساوی به هر کودک، هردختر و پسر جوان برای توسعه ظرفیت کاملش به عنوان یک انسان و عضو جامعه است یا آموزش خدمتی است که به مشتری فروخته می شود. مشتریانی که از کودکی به عنوان مصرف کننده تلقی می شوند و هدف بازاریابی قرار می گیرند؟
جری بارلت دبیر کل بزرگترین اتحادیه معلمان انگستان و عضو هیئت مدیره آموزش
بین الملل می گوید: "خصوصی سازی سلب مسئولیت دولتی در ارائه ی حق بنیادین آموزش است." در قسمت دیگر این تحقیق چنین آمده است. در خصوصی سازی مدارس روابط معلمان، دانش آموزان و اولیای دانش آموزان در حال تغییر است. زمانی که آموزش یک کالای تجاری می شود نتیجه کار از جمله موفقیت دانش آموز، می شود یک محصول تولیدی !به این ترتیب مدیران مدارس خصوصی می شوند مدیران تجاری، معلمان تکنسین و دانش آموزان دارایی ممتاز برای رتبه بندی مدرسه در مقایسه با بقیه رقبا!
از زمانی که مدارس غیرانتفاعی یا غیر دولتی در ایران تاسیس شد انواع وام های دولتی
کم بهره و زمین به آنان اعطا شد. همچنین به شرط ثبت نام رایگان 4 دانش آموز، دولت 1 معلم به این مدارس می فرستد. یعنی مدیر و معلمان آن مدارس از دولت حقوق دریافت
می کنند ! آیا بهتر نبود از آن وام دولتی کم بهره در همان زمین های دولتی برای همه ی
بچه های ایران مدارسی ساخته می شد و همان معلمان دولتی هم در مدارس دولتی تدریس می کردند و دولت به وظیفه ی خود در قبال قانون اساسی که همان ارائه آموزش رایگان است عمل می کرد؟
آیا با توجه به تعداد اندک دانش آموزان این مدارس در سطح کشور، دادن چنین امکاناتی مقرون به صرفه است؟ آیا عملکرد آموزشی و تربیتی مدارس به اصطلاح غیر دولتی از بدو تاسیس تا کنون مورد تحقیق و مداقه قرار گرفته است؟
آیا تاثیر مدارس غیر دولتی در روند صعودی بزه نوجوانان و جوانان دانش آموز مورد بررسی واقع شده است؟ آیا مدارس غیر دولتی موجب اختلاف طبقاتی در جامعه دانش آموزی کشور نشده است؟
آقای عباسپور در پایان مصاحبه با روزنامه همشهری می گوید: «تعجب می کنم چطور وزیر آموزش و پرورش در مجلس با هیات رئیسه کمیسیون تلفیق جلسه داشته و با 20 درصد {خصوصی سازی} موافقت کرده است! این مسئله نشان می دهد که وزیر از فعل و انفعالاتی که در اموزش و پرورش رخ می دهد اطلاع کامل و آگاهی لازم ندارد.»
مسئله آزمون و خطای مکرر آموزش و پرورش از سیاست زدگی آن منشا می گیرد و این اولین باری نیست که تصمیمات غیر کارشناسی در خصوص آن گرفته می شود و باز چون همیشه جامعه تاوان این تصمیمات کارشناسی نشده را می پردازد.! معلمان دلسوزی که خواهان دخالت خرد جمعی شان در اصلاح ساختار آموزش و پرورش هستند به شلاق و زندان و انفصال محکوم می شوند.!
اگر نتیجه تحقیق آموزش بین الملل و پاسخ سوالات فوق با دلسوزی و آگاهی در اختیار نمایندگان محترم مجلس قرار می گرفت یقینا هیچ یک از ایشان حتی به 1% خصوصی سازی آموزش و پرورش هم رای نمی دادند. افسوس که مسئله ی خصوصی سازی در جلسه ی علنی مجلس در تاریخ 19 اسفند 87 مطرح شد و با دادن اختیارات بیشتر به وزیر محترم آموزش و پرورش تصویب شد! یعنی جغد خصوصی سازی بر بام آموزش و پرورش نشست!
ثریا دارابی – سردبیر قلم معلم
21 / 12 / 87
منابع و ماخذ مقاله:
1. آموزش و پرورش (اصول و مبانی – اصول و فلسفه)، محمد علی ضمیری، 1374
2. تفکر درباره تحولات آینده آموزش و پرورش، کارشناسان یونسکو، ترجمه محمد علی امیری
3. جهان آموزش، کانون صنفی معلمان (طیف صنفی کانون تهران)، 1387
4. مسائل آموزش و پرورش، محمد طاهر معیری، 1381
5. روزنامه همشهری، 15/12/87
[1] اصل 30 - دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:55 توسط فرهنگ
به نام خداوند جان و خرد
محکومیت ضرب و شتم معلمان در 23 اسفند 85
همکاران ارجمند و فرهیخته
تحمل سال ها تبعیض و بی عدالتی در خصوص مسائل معیشتی – منزلتی سرانجام معلمان مسئول را واداشت تا به رسالت معلمی خود عمل کنند و از سال 87 به طور قانونی و در قالب تشکل های صنفی در شهرهای مختلف کشور , صدای عدالت خواهی را به گوش مسئولان برسانند .
برخوردهای حراستی – امنیتی با فعالان صنفی هریک از تشکل ها آغاز شد !
سرانجام معلمان دلسوز و آگاه تشکل ها تصمیم گرفتند با اتحاد و همدلی و هم اندیشی به تحقق خواسته های صنفی بپردازند و با هدف اصلاح آموزش و پرورش و ارتقاء آن به سوی آموزش و پرورش " انسان ساز " و رساندن " معلم و دانش آموز " به جایگاه ارزشمند " اجتماعی – انسانی " خود موجبات " اقتدار و سرافرازی کشور " را فراهم نمایند تا به بعد " منزلتی " دست یابند و با کسب نظام هماهنگ دریافت بعد " معیشتی " را نیز درک نمایند .
وحدت تشکل ها در روز جمعه 17 / اسفند 80 در گردهمایی شیراز به اعلام موجودیت " شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران " انجامید .
ضمن تبریک سالگرد این روز خجسته , یاد آوری می شود که این شورا در راستای تحقق اهداف صنفی به مکاتبه و مذاکره با مسئولان کشور می پردازد و سالی دوبار تشکیل جلسه می دهد تا ضمن بررسی نتایج مکاتبات ومذاکرات انجام شده , مسیر حرکت صنفی را تعیین نماید .
حاصل خرد جمعی فعالان صنفی تشکل های صنفی معلمان کشور در قالب 33 بیانیه شورای هماهنگی به اطلاع شما عزیزان رسیده است .
شورای هماهنگی تا کنون راه های مسالمت آمیز و قانونی را طی کرده است . نامه های متعدد به مسئولان کشور و مذاکرات بسیار با وزیران و معاونان آموزش و پرورش , نما یندگان محترم مجلس و مدیران کل سازمان ها ( حتی در سفرهای استانی دولت نهم ) گواه صداقت , قانونمندی و خرد گرایی این شورا است .
فعالان صنفی سراسر کشور هزینه های مادی و معنوی بسیاری را متحمل شدند تا سرانجام با همت و حمایت معلمان , لایحه ی مدیریت خدمات کشوری در مجلس تصویب شد . اما با وجود گذشت سه سال و نیم ازآن , اجرا نشد ! . مکاتبات و مذاکرات مجدد نیز به نتیجه نرسید . شورا ناگزیر در بهمن واسفند 85 تعداد 6 تجمع مسالمت آمیز در جلوی مجلس اعلام نمود. اخبار صنفی تشکل ها و بیانیه های شورا در تنها نشریه مستقل و صنفی هفته نامه " قلم معلم " صادقانه درج می شد و معلمان در جریان اخبار قرار می گرفتند . جمعیت معلمان از همه جای کشور ,درحالی که " قلم معلم " را به عنوان سند حقانیت خود در دست داشتند به سوی مجلس می آمدند .
مجلس خانه ی ملت است و در همه جای دنیا مردم آزادند که در برابر مجلس جمع شوند و خواسته های خود را بیان کنند . نظم این تجمعات به وسیله ی تشکل ها برقرار شد و کوچک ترین بی نظمی به وجود نیامد . چندین نفر از نمایندگان محترم مجلس در این تجمعات حضور یافتندو برای معلما ن سخنرانی نمودند . نمایندگان تشکل های صنفی معلمان کشور در تاریخ 18 / اسفند 85 نیز با هیئت رئیسه مجلس و مسئول کمیسیون آموزش و تحقیقات مذاکره نمودند . در آن جلسه مسئولان مذکور وعده دادند که در جلسه ی بعدی از وزیر آموزش و پرورش و برقعی مسئول بودجه دعوت خواهد شد تا عدم اجرای لایحه ی خدمات کشوری با حضور شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران رسیدگی شود . این ها همه نشانگر قانونی بودن تشکل ها و به رسمیت شناختن آنان است وگرنه انگ " غیر قانونی و اغتشاش " حربه ای نخ نما و در اصل پاک کردن صورت مسئله است نه حل آن !
متاسفانه جلسه ی موعود برگزار نشد و مسائل معلمان در خصوص لایحه از طرف مسئولان و دولت بی پاسخ ماند . ولی در روز 23 اسفند 85 با هجوم حدود 5000 نیروی انتظامی و لباس شخصی که مجلس را محاصره کرده بودند معلمان را به جرم " معلمی " و " عدالت خواهی " مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار دادند !
بی حرمتی به یکی از معلمان زن دستگیر شده چنان بود که یکی از مردان معلم دستگیر شده در صدد دفاع از او برآمد اما , انگشت شکسته و دنده و کمر آسیب دیده را به عنوان پاداش " شغل انبیا " یی اش دریافت نمود ! .
احترام به معلم , احترام به دانش و جایگاه عالم و جامعه است و بی حرمتی به او ,شکستن حرمت جامعه می باشد .
کانون صنفی معلمان تهران ( طیف صنفی ) ضمن محکوم نمودن واقعه ی 23 اسفند 85 از نمایندگان محترم ملت در مجلس شورای اسلامی تقاضا دارد به وظیفه ی نظارتی خود عمل نمایند و مسببان ضرب و شتم , توهین , بازداشت , انفصال و... معلمان را که زخم عمیقی بر جسم و جان معلمان کشور وارد کرده است , مورد پیگرد قانونی قرار دهند .
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است در جریده ی عالم دوام ما
کانون صنفی معلمان تهران ( طیف صنفی ) 17 اسفند 87
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:53 توسط فرهنگ
همه ی مسئولان کشور همواره خود را مستقل و غیرسیاسی معرفی می کنند و برخوردهای سیاسی و جناحی با امورجاری کشور مغایر بااصول و مبانی نظام برمی شمارند و مدم رانیز به این کار توصیه می کنند.
نمی دانم چرا برخی از ازاین مردم وامانده که فرق بین دوغ و دوشاب را تشخیص نمی دهند چگونه به خود اجازه می دهند اجرایی شدن لنگان لنگان لایحه ی مدیریت خدمات کشوری یا کن لم یکن گشتن هدفمند شدن یارانه ها را سیاسی قلمدادنمایند؟
آخر شما ملت ماقبل تاریخ کی و کجا پی برده اید که انتخابات مشمول سیاست می گردد؟ مگر نمی دانید انتخابات یعنی ... زیادفکرنکنید چون ماست سیاه است!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:57 توسط فرهنگ
حكم 20 ضربه شلاق براي يك معلم فعال صنفي وتجمع كننده در جلوي مجلس
نامه ي كانون صنفي معلمان به فراكسيون كرد مجلس و در خواست آزادي فرزاد كمانگر و مسعود كرد پور
به نام خدا وند جان وخرد تاریخ: 11اسفند1387 شماره: ک/ ن/289 نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی (فراکسیون نمایندگان کرد) سلام علیکم باتقدیم احترام،به استحضار میرساند،آقای فرزاد کمانگر یکی از معلمان زحمتکش کامیاران که مدت 26 ماه است،بدون کوچکترین گناهی در زندانهای گوناگون به سر برده است،و طبق تحقیقات دو نفر از نیروهای نیک اندیش اطلاعات در یک اکیب جدید تحقیقاتی زیر نظر ریاست محترم قوه ی قضاییه،بی گناهی و عدم وابستگی وی به هرگونه حزب سیاسی به اثبات رسیده است،هم اکنون نیز به شیوه های گوناگون مورد آزار روحی برخی نیروهای خودسر قرارمی گیرد،ازجمله چند روزپیش وی رابرای اجرای حکم از زندان رجایی شهربه بند 240 زندان اوین "ویژه ی اجرای احکام"منتقل کرده اند،اما پس از گذشت 10 روز انتظار اجرای حکم با پافشاری وکیل و افکار عموومی معلمان ناچارا از ایشان پوزش خواسته و بیان داشته اند :" ما فراموش کرده ایم که شما در این بندنگهداری شده اید." استدعا دارد از هرگونه اقدام قانونی برای آزادی وی دریغ نفرمایید. باشد که این اقدام،موجبات جلب رضای خداوند،وخشنودی خانواده،معلمان ایران ،همشهریان ،دانش آموزان و ملت شریف ایران را فراهم نمایید. بااحترامات فائقه کانون صنفی معلمان باغانی دبیر کانون صنفی معلمان و هیات همراه به نام خداوند جان وخرد تاریخ : 11 اسفندماه1387 شماره : ک/ ن/ 218 نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی (فراکسیون نمایندگان کرد ) سلام علیکم باتقدیم احترام،به استحضار میرساند،آقای مسعود کرد پور معلم دلسوز وفداکار شهرستان بوکان که هم اکنون در زندان ارومیه به سر می برد،ومدت 7 ماه از دوران حبس خود را سپری نموده است،طبق نص صریح قانون زندانیانی که یک سوم از دوران زندان خود را سپر نوده اند،می توانند از حق مرخصی همچنین از قانون آزادی مشروط بهره مند شوند،با علم به اینکه ایشان یک فرد فعال صنفی مدنی و عضو کانون صنفی معلمان کشور بوده است،و در چهارچوب قوانین مددنی کشور حرکت نموده است،استدعا دارد،باتوجه به اهرمهای قانونی که ملت در اختیار شما نهاده است،مراتب را از مسئولین محترم قوه ی قضائیه در خواست نموده و پیگیری نمایید.
درپایان خواهشمنداست،باتوجه به عمومی بودن قانون یاد شده،ترتیبی اتخاذ فرمایید،که این زندانی بتواندازحق مرخصی و عفومشروط استفاده نماید. باتقدیم احرتامات فائقه کانون صنفی معلمان دبیر کانون صنفی معلمان علی اکبر باغانی و هیات همراه [ ]
+ نوشته شده در ساعت0:48 توسط فرهنگ
گفتگوی اینترنتی اعضای شورای مرکزی کانونهای صنفی معلمان کشور به مرکزیت اصفهان صبح روز جمعه مورخه ی 23 اسفندماه1387 به مناسبت یادواره روزسر افرازی معلمان( 23 اسفند 1385) با حضور 5 استان از 10 استان (اعضای شورای مرکزی) برگزار شد . گوینده ابراز داشت : این روش گفتگو با توجه به اینکه برای بار نخست برگزارشده نتایج بسیار زیبا وبزرگی را در پی دارد. گوینده افزود: دشورای های پیش رو،وسنگ اندازی های موجود، معلمان را آبدیده ترخواهد کرد،وآنان را برای یک تلاش بزرگ تر آماده خواهدکرد. وی افزود: اگر ملتی دنبال حق خود باشد هیچ قدرتی جلودار آن نخواهد بود. گزارشات تکاملی در ادامه خواهد آمد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:44 توسط فرهنگ
تشکل های صنفی معلمان در خفا و به دور از چشم ماموران امنیتی و انتظامی در جوار مرقد امام خمینی همایشی برگزارنمودند و درژایان بیانیه ای صادرنمودند که دراین قسمت می توانیدآن را مشاهده کنید.
خواهشمند تا جایی که می توانید سایرهمکاران خود را ازمفاد بیانیه مطلع نمایید.
به نام خداوند جان و خرد
بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور 13/10/87
حسین (ع) آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند تا زنده بمانند.
دکتر علی شریعتی
محرم ، ماه بیداری وجدان های خفته ی انسان هایی است که در حصار تنگ خواسته های شخصی و نفسانی خویش گرفتار گشته اند و اطرافیان خویش را از یاد برده اند و عاشورا یاد آور این حقیقت است که پیروزی ، چیرگی و غلبه نیست بلکه پیروز کسی است که ، گذر زمان نام نیک او را از یادها نبرد و در روزگار سخت حرکت های اجتماعی نیز ، با فریاد های رساتر از فریاد صاحبان زر و زور و تزویر ، پیام خویش را به گوش تاریخ برساند آن گونه که در همیشه ی تاریخ طنین انداز گردد.
فرهنگیان عزیز
کانون های صنفی معلمان سراسر کشور ضمن ابراز همدردی با مردم ستمدیده غزه ، تاسف شدید خود را از جنایات اسراییل در این منطقه که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از غیر نظامیان به ویژه دانش آموزان گردیده است ابراز می نماید و از مجامع بین المللی در خواست می نماید تا نسبت به توقف هر چه سریعتر این گونه جنایات از تمام توان خود استفاده نمایند.
همکاران گرامی
آن چه امروز در کشور شاهد آن هستیم شیوه ی استبداد گونه ی دولتی قانون گریز است که سال ها تلاش جامعه فرهنگیان سراسر کشور را نادیده می گیرد و قانونی را که برای تصویب آن معلمان بسیاری بارها کتک خورده اند ، زندان رفته اند ، رنج تبعید را تحمل کرده اند ، اخراج گشته اند و احکامی همچون انفصال از خدمت ، بازنشستگی ناخواسته ، تنزل گروه و قطع حقوق دریافت نموده اند بدون هیچ دلیل قانونی و موجه حتی بدون این که خود را موظف به توضیح در این رابطه بداند معطل گذاشته است و اگر تفرقه ، فردیت و بی تفاوتی بر ما حاکم نبود و همچون اسفند 85 در صحنه حضور داشتیم قطعا هیچ دولتی به خود اجازه ی این گونه بی حرمتی و بی توجهی به جامعه گسترده و تاثیر گذار فرهنگیان را نمی داد. تاسف آور است که همین دولت با تمامی ادعا های خود ، به راحتی در برابر اعتراضات صنف طلا فروشان و بازاریان که با هم متحد شده بودند جلوی اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده را گرفت و در برابر خواست آنان تسلیم گردید.
فرهنگیان شریف
در وضعیتی که دولت مردان مدعی عدالت و قانون گرایی ، حتی به قوانین مصوب مجلس نیز بی اعتنا هستند و مجلسیان نیز با کمال تاسف از ایفای نقش نظارتی خویش غفلت می ورزند و با وجود نامه ها ، بیانیه ها و در خواست های مکرر فرهنگیان سراسر کشور حتی از دادن یک تذکر دسته جمعی به رییس جمهور در رابطه با دلایل عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ ) خود داری می نمایند. چه باید کرد ؟ و کدام ابزار حقوقی و قانونی دیگری برای پی گیری حقوق قانونی مان باقی مانده است ؟
در چنین شرایطی و با وجود تهدید ها و فشار های فراوانی که متوجه تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور ( شورای هماهنگی ) بوده است و موانعی که بر سر راه تشکیل جلسه این شورا ایجاد نموده و می نمایند ، بالاخره در 13/10/87 نمایندگان کانون های صنفی معلمان از استان های مختلف در جوار آرامگاه امام خمینی گرد هم آمدند و یک بار دیگر خواسته های جامعه فرهنگیان را به شرح زیر به مسئولان کشور در رده های مختلف تصمیم گیری متذکر شدند:
1- اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری بدون هیچ قید و شرط برای شاغلین و بازنشستگان حتی در صورت تصویب نهایی طرح تحول اقتصادی که در ماده 13 آن به موقوف الاجرا شدن اجرای این قانون اشاره دارد.
2- رفع موانع فعالیت کانون های های صنفی معلمان سراسر کشور و شورای هماهنگی و صدور پروانه ها و تمدید مجوز ها طبق قانون و بر اساس وظیفه ای که برای کمسیون ماده 10 احزاب تعریف شده است.
3- لغو تمامی احکام اداری و دادگاه های انقلاب برای فعالان صنفی و معلمان سراسر کشور و توجه ویژه به فرهنگیان و بر طرف کردن فضای پلیسی و امنیتی از مدارس .
4- به وجود آوردن شرایط مساعد برای گفت و گو با مسئولان ارشد نظام و مکلف شدن آنان به پاسخ گویی به پرسش های فراوانی که بارها و بارها توسط کانون های صنفی معلمان سراسر کشور مطرح گردیده و بی جواب مانده است.
5- رفع تو قیف از تنها تریبون خاص معلمان یعنی هفته نامه قلم معلم.
6- تجدید نظر در حکم اعدام معلم کردستانی که هنوز ابهامات فراوانی درباره پرونده وی وجود دارد و افکار عمومی معلمان به هیچ وجه نسبت به دلایلی که برای دستگیری و صدور حکم برای وی آورده می شود مجاب نگردیده است.
7- استاندارد سازی مدارس کشور و اجرای قانون مدیریت انتخابی و سالم سازی فضاهای آموزشی و پرورشی در همه زمینه ها.
بدیهی است در صورت عدم توجه مسئولان به موارد یاد شده به ویژه کوتاهی در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تا تدوین و تصویب بودجه سال 88 ، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور حق خود می داند که در اعتراض به بی توجهی مسئولان کشور ، باکمک گرفتن از مجامع بین المللی ، به اعتراضات مدنی خود با شیوه هایی هم چون : اعتراض سفید ، اعتصاب ملی ، تجمع بی صدا و ... به منظور مجبور ساختن دولت به اجرای قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی پناه ببرد.
در خاتمه کانون های صنفی معلمان سراسر کشور از همه ی معلمان می خواهند با حفظ هوشیاری اخبار مربوط به فعالیت کانون های صنفی را پی گیری نموده و منتظر بیانیه ی بعدی تشکل ها باشند.
با سپاس
شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور
13/10/87
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:29 توسط فرهنگ
منبع خبر : كانون صنفي معلمان تهران(طيف صنفي)
بالاخره پس از 16 ساعت بازداشت غیر قانونی اعضای کانونهای صنفی معلمان 22نفر ازافراد بازداشت شده آزاد شدند.اسامی افرادآزاد شد به شرح زیر می باشند: اسماعیل عبد ی - مهدی نیک نژاد- محمود دهقان- محمدتقی فلاحی- مسعودزینال زاده-علی صفرمنتجبی-احمدسوری-عباس معارفی- مهدی بهلولی- علی اکبرباغانی- رمضانی- از استان تهران - توفیق مرتضی پورازتبریز- مصطفی سپهرنیا ازکاشان- حمیدحمیدی - دارابی - محمد قهرمانی و بهرام اسلامی از شهرستان ابهر- سماجت از شیراز-اسماعیل ریحانی ورضاحاتمی از کردستان،محمدحسن داودی از میاندوآب. منابع موثق می گویند 18 نفر دیگرازدستگیر شدگان که در پایگاه دیگری به سر می برده اند تا ساعاتی دیگر آزاد خواهند شد. دستگیر شدگان در باره ی شیوه دستگیری خودمی گویند: ساعت9صبح ماازپله های متروی دانشگاه علم وصنعت بالا می رفتیم، که ماموران امنیتی جلوی در خروجی چشم به راه مابودند،مارا دستگیر،وموبایل هایمان را گرفته وخاموش کردند.سپس به پایگاه چهارم نارمک بردند.پس از بازجویی های اولیه و تفتیش وسایل همراه ، بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفتیم و اظهارات مارا با مدارک همراه مطابقت دادند.بالاخره درساعت22ماراآزاد کردند. اما از دادن موبایل ها خوداری نمودند،و قرار شد روز شنبه موبایل هارابه یکی از اعضای کانون تهران تحویل دهند.مامورین افراد دستگیر شده را با ماشین به میدان آزادی برای رفتن به منزل اعزام نمودند. از قرار معلوم از میان 40 نفردستگیر شده تنها ۲۲ نفرآزادشده اند و از 18نفر دیگر ازجمله : محمود بهشتی،مجتبی ابطحی،ستارزارعی،نورالله برخوردار، نادر قدیمی ،فروزانفر،گودرز شفیعیان و..... هیچگونه خبری دردست نیست. شاهدان می گویند که پیمان نودینیان در هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی قرار گرفته و با زور وارد خودروی نیروهای امنیتی شده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:17 توسط فرهنگ
دستگيري اكثريت اعضاي كانون صنفي معلمان تهران
نشریه ی باختر ۱۹/۶/۸۷ نویسنده ی مقاله : اسداله حیرانی
به نام خداوندلوح و قلم
یادمان ملّا ![]()
روزی به ملّانصرالدّين گفتند:فلان کس درپشت بام معطّل مانده و نمي تواندپايين بيايد؛ مردم نیزدرحلّ این مشکل درمانده اند؛چه کنيم؟ گفت:طناب بياوريد.آوردند.گفت:يک سرطناب رابربالاي بام بيفکنيد تا وي آن رابرکمرخويش بندد.چنين کردند.آن گاه گفت:حالا همه کمک کنيد و سرديگرش راکه دردست شماست ، محکم بکشيــد.کشيدند؛آن بينوا از بام با سربرزمين افتاد و همان دم جان داد. ملّا درحالی که می گريخت ، مي گفت:« دريغا که من بارها به همين ترتيب ، درچاه ضلالت فروافتادگان را نجات داده بودم؛ ندانم که اين بارچراآن تجربه ،صفرا فزود!! »
وضعیت آموزش و پرورش با تنگناها و مشکلات پیش روی آن ، بی شباهت به استیصال و درماندگی آن بینوای بربام غفلت مانده نیست و نحوه ی چاره اندیشی صاحب منصبان و کارشناسان خلّاق و مبتکر برای برونرفت ازاین چاله ها ، ازآن ابتکارزیرکانه ی جناب ملا هیچ کم ندارد جراکه این نابغه های مدیریت و ساماندهی،با فراست بی بدیل خویش ، چاه را جایگزین چاله نموده تا بتدریج مسئله ها پاک شوند و دیگرنیازی به راه حل و تحمل زحمت نباشد.
درماه های اخیرطرحی خلق الساعه کشف شده است تا با امداد از ویژگی های محیرالعقول آن ، که درتاروپود طناب صرفه جویی بافته شده است ، چنان گلوی این نهاد نحیف و بیماررا بفشارند که به طرفه العینی ، رمق وامانده ی جانش را تقدیم عزراییل عظیم الشأن سوءتدبیرنماید و چنان جان به آفریدگار جان ستان سوءمدیریت تسلیم نماید که درهیچ محشری امکان تجدیدحیاتش باقی نماند.
براستی چه اشکالی دارد که ایجادبی نظمی وآفرینش اختلال را ساماندهی بخوانیم؟مگر هنگام بالارفتن آب ، قورباغه نمی تواند ابوعطابخواند؟
درطرحی که می خواهد نابسامانی های تعلیم وتربیت را سامان ببخشد ،«صرفه جویی» ، یوسف گمشده ی آموزش و پرورش است که این طرح نوین قراراست آن را ازچاه کج اندیشی جاه طلبان خارج نموده تا به کنعان مدارس و مراکز آموزشی بازش گرداند تا توتیای چشمان نابینای یعقوب دانش اندوزی و کسب معرفت گردد.
گفته اند که صرفه جویی یعنی درست مصرف کردن و نگاه داشتن اندازه؛ یعنی بهره وری از هرچیز و هرامکانی تا سرحدّ ممکن،اما ازاین صرفه جویی بوی جستن صرفه و انتفاع برمی آید.نمی دانم چرا حافظ ازسرتفنن و ناآگاهی گفته است : « هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد »
شاید اگرحضرت ایشان هم چندباردرجلسات کارشناسی شرکت می کرد ، به این سرّنهان پی می برد که درتنفس و زنده ماندن هم می توان صرفه جویی کرد.حیف که لسان الغیب ازنعمت حضوردراین جلسات و «سیمینهارها» محروم شده است و زبانش ازگفتن این رازمکتوم ،الکن مانده.
شاید هم اشتباه درجای دیگری باشد.اصلا آموزش و پرورش نباشد چه اشکالی دارد؟مگر درمکتب های گذشته و درمحضر ملّا و میرزا ، علم ودانش تولید نمی شد؟ چرا باید دریک کلاس تعداد دانش آموزان بیست و چندنفرباشد؟ صرفه جویی و عقل عددبین حکم می کندکه ازمیلیمترهای فضای کلاس هم بایدبرای نشستن دانش آموز استفاده کرد و از هدررفتن بیت المال جلوگیری نمود تا بهروری نیز با جمال تمام رخ بنماید.راستی اگرمعلم درکلاس به جای درس دادن به پانزده بیست نفر به چهل پنجاه نفر درس بدهد ، ایرادش چیست؟مگرجزاین است که با صرفه جویی در معلم ،کلاس ، مدیر،ناظم و ... هم توانسته ایم همان چند خرواردانشی را که مقصود نظرمابوده است با کمترین ابزار و ادوات ممکن تولیدنماییم و درچرخه ی زندگی به کارش بگیریم و هم فعل جستن سود و بهره را صرف کنیم و صرفه جوی بی بدیل عالم بشریت باشیم.
ضمنا روستاییانی که تولیدمثلشان به حدّ نصاب نرسیده است و نتوانسته اند تعداد فرزندان خود را با کرامات مدیریتی سردمداران آموزش وپرورش همگام و همسو سازند،چه حقّی دارند که مدرسه و معلم مستقل داشته باشند؟ مگرآسمان به زمین می رسد که با این همه وسایل تردد ازقبیل : اتوبوس ، قطار و هواپیما استفاده کرده و فرزندان اضافی خود را با خیال آسوده به روستاهای دیگر بفرستند تا درمکتب ملای همسایه به صورت گروهی که نشانه ی اتحاد و همدلی است تلمذ نمایند و فردای خود و میهنشان را با دانشی که از دهان شیر کسب نموده اند ، بسازند؟ البته اگر نمی توانند دراین امرخیر شرکت نمایند به خودشان مربوط است؛ می توانند باروبنه شان را ببندند و به شهر بروند تا هم سیگاری ، شلغمی چیزی بفروشند و اشتغال زایی را معنا کنند و هم فرزندشان برای تحصیل رایگان مجبوربه تحمل رنج سفر همه روزه نباشد و ازطرفی به بازار مشاورین املاک و معاملات مسکن که یکی دوماهی است ناعادلانه ازرونق افتاده است ، گرمایی تازه ببخشند.
راستی یادم رفت ؛دانش آموزانی که معدلشان ازنصاب های آسانسوری تعیین شده ، پایین تر است براساس معادله ی جدید ، «بزرگسال» یعنی همان اکابر خدابیامرز محسوب می شوند و سن تقویمی شان را که با وقاحت ثابت می کند واجب التعلیم هستند و باید ازآموزش رایگان بهره مندشوند ، ببرند بگذارند درکوزه و ...
مفت که نیست باید دست درجیب مبارک پدرومادرکنند و مبلغی بپردازند البته اشتباه نشود مدرسه ی آن ها دولتی است نه غیرانتفاعی و نام این پول هم مشارکت است نه شهریه .ضمنا به شیوه هم «خودگردانی»گفته می شود یعنی خودش،خودش رامی گرداند و نیازی به بودجه و مدیریت و برنامه ریزی و امثال آن ندارد.
کارکنان اداری هم مشخص شده است که غالبا زیادی هستند و باید تعدادی ازآن ها بروند و درمدارس کمک کنند تا تعلیم و تربیت پیش بینی شده ی کنتراتی بموقع انجام شود.بقیه نیز بمانند و درهمان ساعت اداری،کارشان را هرقدرکه شد انجام دهند و به مقدار و کیفیتش هم اهمیت ندهند تا حق الزحمه ی زیادی و بیهوده با نام اضافه کاربه آنها تعلق نگیرد و خدشه ای هم به اصل اصیل صرف جویی وارد نشود.
خدمت معترضین به حذف برخی ازعناوین شغلی هم عرض شود هرگزبه این نکته نیندیشند که غیرمفید بودن این عناوین شغلی خدای ناکرده مربوط به سوءمدیریت است بلکه گذشتگان ما چون اهل ریخت و پاش بوده اند و نمی توانسته اند «صرفه» را درهرجایی بجویند ، چپ و راست شغل ها و منصب های بلااستفاده اختراع می کرده اند و نمی دانسته اند که باید دولت را روز به روز کوچکتر و کوچکترکرد.
آن ها که این همه عنوان و پست و منصب را آفریده اند احتمالا کمیتشان درریاضی می لنگیده است و جدول ضرب نمی دانسته اند و الّا اگر تعدادکارکنان و معلمان و ناظمان محذوف و اضافی را در عدد چندرقمی حقوقشان ضرب می نمودند و چشمشان به جمال رقم های حاصل ضرب روشن می شد،نه تنها نامی ازاین عناوین شغلی بیهوده برزبان جاری نمی ساختند بلکه گلوی مبارک را پرازباد غرور و مباهات می کردند و درحالی که کبکشان خروس می خواند ، خود را ناجی بزرگ آموزش و پرورش و تئوریسین مبانی تعلیم و تربیت می خواندند.
ماکه حسودنیستیم که نتوانیم محاسن و جمال و کمال دیگران ببینیم. پس با دیدن این همه درایت و کفایت فریادبرمی آوریم که : زهی دوراندیشی ، شگفتا ازاین همه تدبیر و مرحبا به این همه نواندیشی!!!!
=-=-=--
پیامی به تشکل های صنفی معلمان
ظاهرا دوستان قراراست درتهران گردهم بیایند و درباره ی آینده ی تاریک پیش رو هم اندیشی کنند و چاره ای بیندیشند.
خدمت این دوستان عرض شود «شتسواری دولادولا نمی شود» اگر قراراست حتی جسارت صدوریک بیانیه نداشته باشید و همایش های شما نیز همان «سیمی نهار»نباشد پس تصمیمی بگیرید و حرکتی را بابیانیه ی رسمی شکل بدهید تا معلوم شود معلمان می خواهند برای خود قدمی بردارند یانه ؟درغیراین صورت بروید و استعفای دستجمعی بدهید زیرا عدمتان به ز وجود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:56 توسط فرهنگ
به نام خدای بخشنده مهربان
سالگرد سفری ماندگار
در اواخر تیر ماه 1386 برابر با 22 تا 27 جولای 2007 در برلین کنگره پنجم ei education international یا آموزش بین الملل برگزار شد بعد از دعوت ei از من به عنوان مدیر مسئول هفته نامه تخصصی قلم معلم از طرف تشکل های صنفی معلمان نیز انتخاب شدم که به این کنگره بروم. آموزش بین الملل که از 170 کشور عضو تشکیل شده است، حدود 50 میلیون عضو دارد. نخستین کنگره آن در سال 1993 در استکهلم سوئد برگزار شد که شعار آن «معلمان متحد و یک دل پیش به سوی ایجاد تغییر» بود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:50 توسط فرهنگ
ازقانون چیزی ندانید تا بازداشت نشوید
پیمان عطار وکیل علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران دیروز بازداشت شد . بنا به گزارش رسیده روز گذشته حوالی ساعت ۱۶ ماموران اطلاعات به دفتر وکالت عطار رفته و پس از بازرسی دقیق دفتر ایشان همراه با وی به منزلشان رفته و به بازرسی کامل منزل ایشان پرداخته اند . آنگاه پیمان را همراه با دستگاه رایانه و ... بازداشت و از منزل خارج نموده اند . تا کنون اطلاع دقیقی از محل بازداشت ایشان به دستمان نرسیده است . عطار وکیل معلم خوزستانی بود و نفر دوم گروه تحقیقی بوده که پالیزدار مطالب مربوط به آن را رسانه ای نمود که البته ایشان از آن گروه استعفا داده و سندی را نیز منتشر نکرده اند . نمی دانیم وکیل این وکیل چه کسی خواهد بود .امیدواریم هرچه زودتر آقای عطار را که در دفاع از حقوق معلمان و اعضای کانون زحمات زیادی کشیده اند را آزاد ببینیم .
از بلاگ معلمان ایران یک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:20 توسط فرهنگ
مخالفت نمایندگان کرد مجلس با اعدام فرزاد کمانگر
با تاييد حکم اعدام فرزاد کمانگر در ديوان عالي کشور و احتمال اعدام قريب الوقوع وي در زندان رجايي شهر کرج، نگراني هاي فعالان حقوق بشري بالا گرفته و تلاشهاي مخالفين اعدام براي لغو اين حکم شدت بيشتري يافته است. در همين خصوص، برخي از نمايندگان کُرد مجلس شوراي اسلامي هم خواستار اجرا نشدن حکم اعدام نامبرده شده اند. "جلال محمود زاده" و "اقبال محمدي"، نماينده مردم مريوان در مجلس شوراي اسلامي، از جمله مخالفان حکم مذکور هستند که در گفتگو با "روز" خواستار بازنگري در پرونده فرزاد کمانگر شده اند. به نقل از وبلاگ صنفی معلمان۱
پس از فرزاد كمانگر حكم اعدام معلمي ديگر صادر شد!!!
فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از فعالان سياسي کرد که در ارديبهشت ماه سال 85 بازداشت و در اسفندماه سال 1386 و در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديده بودند ، ۲۱ تیر ماه تائيد احکام اوليه در ديوان عالي کشور توسط اجراي احکام به آنان ابلاغ گرديد که فرزاد کمانگر به اعدام ، علي حيدريان و فرهاد وکيلي نيز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گرديدند . حکم اعدام اين افراد با دستور رئيس قوه قضائيه به مرحله اجرا در خواهد آمد.
هم اکنون جان يک انسان در خطر است. اکنون تنها کاري که مي توان کرد،اعتراض است.
با دفتر آيتالله شاهرودي، سخنگوي قوه قضاييه، به زندانباني رجايي شهر کرج و هر مقام قضايي ديگري که ميتوانيد تلفن بزنيد و خواستار بازنگري در اين حکم شويد.
مخالفتتان را با اعدام فرزاد کمانگر اعلام کنيد و خواستار بررسي مجدد پرونده با در نظر گرفتن دادرسي عادلانه شويد.
از سوي ديگر با خبر شديم "انور حسين پناهي" از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان که پائيز سال گذشته به همراه "ارسلان اوليايي" از سوي نيروهاي امنيتي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت شده بود، بر اساس گزارشات دريافتي روز شنبه مورخه 22/4/87 به اتهام محاربه از سوي دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم و حکم صادره به وي ابلاغ شد، نامبرده متاهل و داراي فرزند ميباشد.
انور حسين پناهي پس از بازداشت در پائيز سال 86 به اطلاعات شهر قروه انتقال و در آنجا مورد شکنجههاي شديد جسمي و روحي قرار گرفته است. ايشان در اعتراض به بازداشت غيرقانوني خود به مدت 13 روز دست به اعتصاب غذا ميزند، نامبرده سپس به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل ميگردد.
دادگاه انقلاب سال گذشته براي آزادي اين دو فرد اقدام به صدور قرار وثيقه 80 ميليون توماني نموده بود که به علت عدم توان توديع وثيقه اين افراد در بازداشت ماندند.
شايان ذکر است اويل تيرماه سال جاري ، مردم محل سکونت انورحسين پناهي در دهستان "قوروچاي" از توابع شهرستان دهگلان با امضاي طوماري مبني بر شهرت به صداقت و مسالمت جو بودن وي از مقامات قضائي و امنيتي در سطح استان و کشور آزادي اين معلم و فعال فرهنگي را خواستار شدند. نقل از وبلاگ زانیاری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:17 توسط فرهنگ
سلام همکاران ارجمند
خیلی با خودم کلنجار رفتم که بنویسم یا نه. ازچه باید بنویسم. از خواب زمستانی معلمان که خاک نهادی را نصب العین خود قرار داده اند ، از تشکل هایی که الحق و الانصاف با سکوت خود ثابت کرده اند نماینده ی بی چون و چرای این معلمان سر در زیر برف فرو کرده هستند ، از اختلاف تشکل ها ، از برازندگی قامت اندیشه ی فرهنگ سوز وزیزی که رسالت نابودگریش را به نحو احسن در حال انجام دادن است ، از ...
خیلی فکر کردم ، ناگهان به یاد همایش کانون های صنفی معلمان در کرمانشاه افتادم. بیانیه ی آغازینش را هرگز فراموش نمی کنم . رسا ، شیوا و به دور از ابهام وپیچیدگی.
خوب به یاد دارم حیرانی (مسول کمیته ی علمی فرهنگی کانون صنفی معلمان کرمانشاه) کانونی که بانیان تبعیض با دوراندیشی آن را از جریان مبارزات فرهنگیان خارج کردند ، با حرارتی بسیار آن را قرائت می کرد.
اکنون به یاد آن روزهایی که قدرش را ندانستیم ، متن آن را تقدیم شما می کنم :
به نام خداوند جان وخرد
باسپاس بي پايان ازحضور بموقع اعضاي محترم تشكّل هاي صنفي معلّمان كشور وتقدير صميمانه ازكساني كه درشكل گيري وتحقّّق اين همايش گرانسنگ نقشي مثبت وتأثيرگذار ايفا نمودند؛ بازبان جان وپوزش از ضعف بيان،به يكايك شما ميهمانان فرهيخته خيرمقدم عرض نموده وباآرزوي توفيق براي شما عزيزان درادامه ي اين راه خطير واستفاده ي بهينه از چنين فرصت هاي گرانبهايي، بااغتنام فرصت وكسب اجازه ازمحضر حضّار گرامي،برسبيل اختصار نكاتي را يادآورمي شويم كه اميد است مقبول خاطرعزيزان قرارگيرد.
همكاران ارجمند همان طور كه همگان واقف هستيد شكل گيري نهادي كه بتواندپيگير مشكلات وخواسته هاي معلّمان وتجلّي گاه باورها و نيازهاي پايمال شده ي ايشان باشد،آرزويي باپيشينه وقدمتي به درازناي تاريخ اين قشرشمع صفت بود كه باهمّت جمعي ازمعلّمان ومساعدت برخي ازمسئولان دورانديش وباعبور ازتنگناهاي ديده وخاطر تنگ نظران خودبين، رنگ واقعيّت به خود گرفت وتوانست درزماني بسيار كوتاه موجوديّت ارزشمندخود را به اثبات برساند.
البته دراين رهگذر چه بسيار افتادن ها وبرخاستن هاراتجربه كرده وخواهيم كرد امّااگرنتوانيم از اين فراز و فرودها عبرت گرفته وازتجربه هاي تلخ وشيرين آن،چراغي فراراه ادامه ي حركت خود برافروزيم،ره به تركستان فرصت سوزي برده وآب درغربال ركود وسكون ريخته ايم.
همكاران ارجمند، اكنون زمان آن فرارسيده كه از رفتارهاي احساسي كه درمقطعي اززمان براي بيداري به خواب رفتگان جز دست يازيدن به آن راه ديگري درپيش نداشتيم،آرام آرام فاصله گرفته و برنامه ريزي هاي منطق مدار وبسترساز را كه صدالبته ديربازده امّا داراي كارآيي پايدار و بهينه خواهد بود ، دركنار حركت هاي مقطعي وكوتاه مدّت در پيش گيريم ودرنهادينه كردن آن تمام مساعي خود رابه كارببنديم.البته بيان اين مطلب به معناي نفي عملكردپيشين نيست .بلكه چه بسا هرگاه كه لازم باشد، برخلاف ميل باطني بازهم ناگزير از دست يازيدن به شيوه هاي اعتراضي خاص گشته وبا تأسّي ازسيره ي نبي اكرم (ص)وائمه ي اطهار كه تجلّي آن در كلام فخيم شيخ اجل نموديافته كه فرموده است:« درشتي ونرمي به هم در به است/ چوفاصدكه جرّاح ومرهم نه است» دربرابر تضييع حقوق خود از بروزهرگونه اعتراض وپيگري مجدّانه ي خواسته هاي بحقّ خويش واهمه اي نخواهيم داشت.
بدون شك كنش كانون هاي صنفي معلّمان، پيوسته تعامل وگفتگو براساس رعايت حقوق همگان امّا واكنش آن ها، رفتارهايي متناسب بامقتضيات خاصّ زماني ومكاني وديگر امور مربوط به آن خواهد بود.
آن چه كه بسيار دردناك ورنج آوربوده وباعث تالم خاطرفرهنگيان شده است، متّهم نمودن معلّمان ونمايندگان آن ها به رفتارهاي غيرقانوني ومنتسب دانستن ايشان به اغيار واعوان آنهاست درحالي كه ازشعارهاي محوري واهداف بارز انقلاب اسلامي،مبارزه با تبعيض وناروايي وگسترش عدا لت اجتماعي مبتني بر ارزش هاي والاي دين مبين اسلام بوده است. نمي دانيم كه دركدام بخش ازدفتر انقلاب ويا سخنان بنيان گذار يا رهبرآن ،نوشته يا گفته شده است كه مبارزه با تبعيض وناروايي با هر نام يا رويكردي،اگر مصالح اشخاص يا گروه ها را به مخاطره بيندازد،مذموم وناشايست وآب به آسياب دشمن ريختن است؟مگر كانون هاي صنفي معلّمان جز رفع تبعيض وبي عدا لتي دربين كاركنان دولت ،چه خواسته ي نامشروعي داشته اندكه بايد سيلي خور آب وباد گردند؟ برما چه گذشته است كه حركت معلّمان را كه ثمره و نتيجه ي نهايي آن، تحقق وتحكيم اهداف بنيادين انقلاب اسلامي ورشدو تعالي همه جانبه ي كشوراست ، گناه نابخشودني وضدّيت با نظام برشمرده مي شود امّا عمل وكردار كساني كه بافراهم آوردن زمينه وبستر مناسب امثا ل شهرام جزايري هاي»پيدا وپنهان» را پروردند،خدمت به مردم محسوب گردد تااين فرصت طلبان قدرت طلب درلباس دلسوزان نظام،تيشه به ريشه ي آن بزنند و مراكز قدرت راموذيانه دراختيار بگيرند تابا استفاده وبازي بامفاهيم و واژگان، هرگونه فرياد واعتراضي را ناحق جلوه داده ودواسبه وچهارنعل درميدان ثروت اندوزي وقدرت طلبي تاخت وتاز نمايند?چگونه است كه صندوق ذخيره ي ارزي كشور براي بعضي از امور مصداق سخاوت «حاتم طايي» گشته امّا براي رفع تنگناهاي معيشتي فرهنگيان و زدودن غبارتبعيض، تمثيلي نگارين از جيب هايي است كه عنكبوت برآن،تارتنيده باشد? براساس كدام منطق درآمدهاي سازمان ها ونهادهاي اقتصادي ميراث آباواجدادي مديران وكاركنان آنهاست كه مي توانند آن گونه كه خود مي دانيدازآن استفاده كنندوباآن كوشك هايي بناكنند كه هركدام بتواند گانه اي ديگر برعجايب هفت گانه ي عالم بيفزايد؟چرانمايندگان مجلس طرح مصوّب خودرا كه سازمان مديريت وبرنامه ريزي مانندقدرتي فراملّي آن را مسكوت گذاشته، پيگيري نكرده وازاختيارات قانوني خود استفاده نمي كنند؟براستي اگر محتوا و رويكرد اين طرح به خودنمايندگان يا مصالح ومنافع يك جناح سياسي مربوط مي شد ياازرويكردي سياسي برخورداربود،بازهم مجلس اين گونه عمل مي نمود يا روزها وهفته ها رسانه ها به تسخير پردازش آن موضوع وحواشي آن درمي آمد؟ البته اخيرا مانند نوشداروي بعدِ مرك سهراب يك بازي سياسي و تبليغاتي راه انداخته اندكه دليل مطرح شدن أن دراين مقطع زماني اطهرمن الشمس است جالب است كه برخي ازحضرات والامقام!! كه خود هرگز طعم تلخ «فقر ونداري »رانچشيده واسباب هرگونه عيش وتفريح خودشان مقرّر ومسلّم است،معلّمان را دعوت به ايثار وصبوري نموده وازتنگناها ونبود امكانات لازم جهت رفع مشكلات فرهنگيان سخن مي گويند درحالي كه معلّم عامل بي چون وچراي شكيبايي ومتحمّل تمامي مشكلات كشوردرساليان اخير بوده وباتمام جوارح خود ،آن راتجربه واحساس نموده است.اين نحوه ي برخورد با موضوع،يا ناشي از فقرفكرو انديشه است ويا تعمدّ برخاسته از دشمني بااصول انقلاب . وقتي دست اندركاران سازمان مديريت وبرنامه ريزي بااين بينش وديدگاه كه( ْمعلّم تعطيلي زياددارد وساعات كارش كم است )، به تنظيم بودجه ي كشور مي پردازد ،طبيعي است كه جايگاه توليد انديشه ودانايي وفرهنگ ومدنيّت روزبه روز سخيف ترگردد . اين جاست كه بايد بافريادي ازاعماق وجود ،گوينده ي «كلّم الناس عَلي قدرعقولهم» راستايش وثناگفت.
آري عزيزان ، حكايت خاريدن پشت وتوسّل جستن به سرانگشت خويش است. بايد طرحي نو درانداخت. بياييد تحليل كنيد كه كجا گوش شنوايي هست تا باوقارومتانت معلّمي سخن بگوييم و درفضايي آرام وسرشار ازصداقت به تحليل وارائه ي راهكار ورفع تدريجي مشكل بپردازيم ونيز معلوم گردانيد كه كجا جز دميدن در شيپور فرياد، راهي دگرنيست تا درآن جا باهمه ي وجود فرياد گرديم ونشان دهيم كه صداقت وسازش ناپذيري خميني ،هنوز جاري وساري است.
عزيزان وياوران، بايدباوركنيم وبپذيريم كه «ازماست كه برماست »مسلم بدانيد تاوقتي كه معلّمان خود را وعظمت وجودي خويش راباور نكنند وازخواب غفلتي كه درآن فرورفته وپيله اي كه دورخود تنيده اند،خارج نگردند،تازماني كه عدّه اي از فرهنگيان،ريزه خواري ازسفره ودسترنج ديگران رادرپيش گرفته وازاهميّت مسئوليّت خويش آگاه نباشند،مادامي كه برخي از فرهنگ سازان اين كشور به جاي تلاش براي اصلاح وضعيّت موجود واستيفاي حقوق حقّه ي خوداز راه درست آن،باپرداختن به مشاغل ديگروتدريس بيش ازحدّّتوان، به كار ومسئوليت خويش خيانت مي ورزند و بانيان ايجاد تبعيض را به حال خود رها مي سازند ،نمي توان اميد چنداني به بهبود امور ورفع مشكل داشت . لذادرچنین شرایطی طبیعی است که دولتمردان ونمایندگان مجلس باانداختن توب به زمین یکدیگر به بازی های سیاسی خود مشغول باشند ومقامات عالی رتبه ی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی باتوجه خاص به سازمان هایی که درمواقع لزوم به کارشان می ایند و بابیان این که( اگر حقوق ومزایای کارکنان فلان سازمان برابر همکارانشان در سایرکشورها نباشد کارها مختل خواهدگشت ) مدیریت استنثنایی خودرا اثبات ورفع تبعیض های موجود را هوسی خام و خیالی عبث معرفی نمایند.
پس بسيارلازم وضروري به نظرمي رسد كه با تشكيل كارگروه هاي تخصّصي وشناسايي وبه كارگيري پتانسيل هاي موجود دربين ساير همكاران،-كه عدم توجّه به آن ازجمله ي ضعف هاي تشكّل ها بوده است- زمينه سازتحوّلي گرديم كه ماحصل ونتيجه ي آن «رفع تبعيض و ناروايي» ازچهره ي جامعه ، واعتلاي شأن وشوكت ايران اسلامي خواهدبود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:38 توسط فرهنگ
به نام خداوند جان و خرد
دو دسته گل تاریخی آموزش و پرورش ناحیه دو کرمانشاه
دسته گل اوّل : مسولان آ . پ . ناحیه دو کرمانشاه پس از دریافت اصلاحیه ی درس فیزیک مربوط به امتحان نهایی سال سوم در خرداد1387 ، آن را در نهایت دقت و امنیت!!!!! روی پاکت سوالات الصاق نموده و به حوزه های امتحانی ارسال نمودند تا غیرازبنده و شما و خواجه حافظ شیرازی کسی دیگر آن را نبیند و امتحان درنهایت کیفیت و امنیت برگزار و صورتجلسه شود و آب هم از آب تکان نخورد.
دسته گل دوم : روزپنجشنبه 2/3/1387 قرار بود امتحان زبان فارسی(1) سال اوّل دبیرستان درهردو نوبت صبح و ظهر با استفاده از سوالات هماهنگ کشوری برگزار شود.
صبح روز مذکور سوال های مربوط به گروه ظهر به یکی از دبیرستان های تازه دایرشده و خاصّ ناحیه دو ارسال می شود. پس از طی شدن بیش از نیمی از زمان برگزاری امتحان در دبیرستان مذکور ، به اشتباه کوچک صورت گرفته پی می برند و موضوع را با مسولان ناحیه در میان می گذارند. با مراجعه ی این بزرگان مدیر و مدبّر به دبیرستان کذایی ، با منزل و اولیای دانش آموزان خارج شده تماس گرفته می شود و با التماس و لابه این دانش آموزان و اولیای آن ها را به دبیرستان فرامی خوانند تا درکنار سایر دانش آموزان خارج نشده ، نهار را از خزانه ی بی حساب و کتاب بیت المال ( بیت المن) آقایان صرف نمایند تا خدای ناکرده امنیت امتحان مخدوش نگردد.
آفرین براین همه درایت ، کاردانی ، تدبر و تعهد !!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:45 توسط فرهنگ
به نام خداوند جان و خرد
كه اراده خداوند بر تحقق حق و عدالت در جهان قرار گرفته است. فرهنگيان ارجمند؛ اينك و در آستانهي روز معلم، ضمن گراميداشت ياد معلم شهيد «دكتر خانعلي» كه جانش را بر سر آرمان معلميش نهاد و با اميد اين كه ديگر هيچ گاه هزينه مبارزات صنفي چنان بالا نرود كه براي تحقق آرمانهايمان به نهادن جان بر سر دست نياز باشد، به اختصار نكات چندي را يادآور ميشويم:
مسئولان همچون روال ساليان اخير، نمايش تلخ و كسالتآور «پرداخت مطالبات ميلياردي فرهنگيان» را به راه انداختهاند. ظاهراً سياست «از اين ستون تا آن ستون فرج است» به سياست حاكم در حوزهي آموزش و پرورش بدل شده است و توهم اين كه «دروغ تا بزرگتر، باور آن آسانتر»، موجب شده است هر سال با نزديك شدن به هفته معلم، بازار وعده وعيدهاي ميلياردي گرم شود. چنين سياستي نه تنها به بلندتر شدن ديوار بياعتمادي ميان معلمان و مسئولان دامن ميزند، بلكه با توجه به تكراري بودن آن، اعتبار خويش را نزد ساير اقشار مردم نيز از دست داده است. مردم نيز اينك همچون معلمان ميپرسند اگر اين وعدهها حقيقت دارد چرا اين چاه «ويل» هيچگاه پر نميشود؟ صرفنظر از اين كه مطالبات جامعه معلمي كشور به مطالبات مادي و ريالي ختم نميشود و تشكلهاي صنفي بارها و بارها در بيانيهها و تجمعات خويش اهم خواستههاي صنفي خود را بيان داشتهاند، ضرورت دارد همكاران ارجمند به آگاه سازي ساير اقشار در خصوص مطالبات جامعه فرهنگيان همت گماشته و مانع از تفرقي گردند كه ديگراني آروزيش را دارند. ما معلمان استان كردستان نيز همچون ساير معلمان كشور معتقديم كه در كشوري با امكانات بسيار و سرمايههاي ملي هنگفت، نگاه به آموزش و پرورش همچون اولويت اول، اختصاص بودجهاي متناسب را ميطلبد كه در واقع سرمايهگذاري بلند مدت ملي و اجتماعي است و نتايج مثبت آن در توسعه پايدار اين مرز و بوم خود را مينماياند. اينكه حقوق و مزاياي ما تناسبي با خدمت و رسالت ما در جامعه ندارد حقيقتي آشكار است كه محصول آن پرداختن معلمان به مشاغل غيرتخصصي و عدم اهتمام آنان به امر آموزش و در نتيجه بازتوليد دور باطل توسعهنيافتگي در كشور است. لذا اگر اولين و رساترين صداي اعتراضي فرهنگيان مربوط به مشكلات اقتصادي و تنگناهاي معيشتي آنان است، ناشي از اين واقعيت است كه قدم اول براي حفظ و ارتقاي شأن معلم در جامعه، پرداختن فارغ از دغدغه و نگراني معيشتي و اقتصادي معلمان به امر آموزش و تدريس است.
در كشوري كه ميانگين بازده مفيد كاركنان دولت در روز براساس آمار رسمي تنها 54 دقيقه است، معلمان با حداقل 4 روز كار در هفته، دستكم روزانه 200 دقيقه تدريس كرده و بازده مفيد دارند كه با ميزان فعاليت ساير كاركنان قابل قياس نيست. طنز تلخ اين كه در چنين شرايطي حقوق معلمان را متناسب با ميزان كار آنان اعلام ميكنند كه علتي نميتواند داشته باشد جز تجاهلالعارف. ما معلمان استان كردستان، حق خويش ميدانيم تا احقاق حقوق صنفي خويش همگام با ساير معلمان كشور به اقدامات مسالمتآميز اعتراضي خود ادامه داده و براي حفظ شأن انساني معلم و ارتقاي جايگاه اجتماعي او، ديگر باره بر خواستههاي صنفي خويش پاي بفشاريم. خواستههايي كه تكرارش براي آنهايي كه نميخواهند بشنوند در هر مناسبتي ضرورت دارد: ارتقاي كيفيت فضاهاي آموزشي؛ افزايش سرانه آموزشي؛ تجهيز مدارس به تكنولوژي آموزشي روز؛ رفع بحران مدارس غيراستاندارد؛ نهادينه كردن نظام مديريت انتخابي، تمركززدايي و توسعه آزادي بيان در آموزش و پرورش و رفع تنگناهاي مادي و معيشتي معلمان از اهم اين خواستههاست. در خاتمه ما فرهنگيان استان كردستان، اولويت مطالبات خويش و برنامههاي آتي خود را به شرح زير اعلام كرده و اميدواريم ارادهاي راستين براي تحقق آنها وجود داشته باشد:
1 ـ ضمن يادآوري ياد دوستان در تبعيدمان آقايان «پيمان نودينيان» و «اسكندر لطفي» و ساير دوستاني كه در سراسر كشور با احكام تلخ تبعيد، تعليق و زندان مواجه شدهاند و با تأكيد دوباره بر محكوم كردن برخورد قضايي و امنيتي با اعتراضات صنفي؛ نگراني عميق و آزردگي شديد خود را از صدور حكم اعدام براي همكار عزيزمان آقاي «فرزاد كمانگر» عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان استان كردستان شاخه كامياران ابراز داشته و با محكوم كردن صدور چنين حكم ناعادلانهاي، او را به گواه سالها خدمت صادقانهاش در آموزش و پرورش شايسته تقدير و صدرنشيني دانسته و مطالبه آزادي و بازگشت اين همكار شجاع را به خانواده آموزش و پرورش حق مسلم خويش ميدانيم.
2 ـ تحقق آموزش و پرورش پويا را در گرو تحقق مطالبات صنفي پيش گفته خويش دانسته و ضمن درخواست پرداخت فوري مطالبات مادي فرهنگيان (هزينه مسكن، مرخصي مناطق محروم، حق التدريس همكاران و پاداش پايان خدمت)، صدور بخشنامههاي خلعالساعه، انتصابات فاميلي و تغييرات سليقهاي را به زيان آموزش و پرورش دانسته و نتيجه همه اينها را سرعت بخشيدن به سير قهقرايي آموزش و پرورش ميدانيم.
3 ـ ما فرهنگيان استان كردستان براي بيان آزادنه مطالبات خويش و به نشانه اعتراض، روز پنجشنبه 12/2/87 در ادارات شهرستانها و سازمان در مركز استان از ساعت 9 صبح الي 12 ظهر تجمع مسالمتآميز برگزار خواهيم كرد.
انجمن صنفي معلمان استان كردستان ارديبهشت 1387
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
در اجتماع فرهنگيان گناوه مدير آ.پ اين شهرستان تجمع معلمين را بحق و قانوني عنوان كرد و گفت : اين تجمع در پي خواسته صنفي است و هيچگونه مسايلي ديگري در جريان نيست و ما هم در كنار همكاران فرهنگي هستيم و خواستار اقدام به موقع مسئولين براي پرداخت معوقه فرهنگيان شهرستان گناوه هستيم .
اين تجمع با قرائت قطعنامه اي در ۶ بند با آرامش كامل پايان پذيرفت . در اين قطعنامه آمده است :
۱-اجراي لايحه كامل خدمات كشوري
۲-افزايش حقوق با توجه به تورم ۳۵ درصدي
۳- پرداخت كامل مطالبات
۴- پرداخت پاداش پايان خدمت بصورت نقدي
۵-صدور احكام سال ۸۷
۶-تا تاريخ ۱۶-۲- ۸۷ به كليه مسئولين اجرايي و استاني مهلت مي دهيم كه نسبت به پرداخت مطالبات اقدام نمايند در غير اين صورت تجمع ديگري به همين سبك شكل مي گيرد .
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
تجمع فرهنگیان کردستان در محوطه سازمان آموزش و پرورش استان
صبح روز 12 اردیبهشت ماه 87 به مناسبت روز معلم ،150نفر از فرهنگیان استان کردستان در محوطه اداره کل آموزش و پرورش این استان واقع در خ اکباتان اين شهر تجمع کردند.
در این تجمع که با حضور صدها تن از فرهنگیان استان کردستان برگزار شد ، چند تن از معلمان به سخنرانی پرداختند و ضمن برشمردن مطالبات صنفی این قشر از جامعه و اعتراض به تبعید و بازداشت تعدادی از فرهنگیان در سال گذشته ، خواستار رفع مشکلات موجود و همچنین آزادی همکاران دربند خود شدند.هدف اعتراض به اوضاع نابه سامان معلمان بود
این تجمع از ساعت 9 صبح آغاز وبا قرائت قطعنامه ای در ساعت 12 خاتمه یافت.
بر اساس اخبار رسیده روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت آقایان حیدر زمان و رامین زندنیا از فعالین کانون صنفی فرهنگیان استان کردستان به حراست فرمانداری سنندج احضار شدند و در مورد بیانیه صادر شده از آنان سوال شد. همچنین افراد دیگری را نیز احضار کرده اند که چرا شما بیانیه تجمع در روز پنچشنبه را توزیع کرده اید
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
کرمانشاه
روز پنج شنبه 12 اردیبهشت 1387 درکرمانشاه ازساعات ۸صبح نزدیک به 300 نفر از معلمان تجمع کردند. این معلمان در شعارهای خود خواستار اجرای عدالت اجتماعی و تحقق اهداف آموزش وپرورش شدند
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:46 توسط فرهنگ
جمع کثیری از فرهنگیان بازنشسته کرمانشاه چهارشنبه 4/2/87 در اعتراض به عدم پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان و مطالبات معلمان مقابل سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه دست به تجمع زدند .
در این تجمع با شکوه فرهنگیان ضمن سرداد شعارهای کوبنده خواستار پی گیری مسئولین در حل مشکلات و مطالبات فرهنگیان شدند .
در پایان این تجمع مسئولین سازمان آموزش و پرورش ضمن حضور در جمع فرهنگیان اعلام کردند که کلیه مطالبات فرهنگیان تا روز معلم پرداخت خواهد شد
=-=-=-=
جمعي از دبيران و معلمان اداره آموزش و پرورش قرچك ورامين روز سه شنبه براي دومين بار طي يك هفته اخير باتجمع برابر اين اداره خواهان پرداخت مطالبات خود شدند.
"معلمان تجمعكننده كه تعدادآنها حدود ۲۰۰نفر برآورد ميشد،سه شنبه هفته گذشته نيز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات،مقابل اداره آموزش و پرورش قرچك تجمع كرده بودند."
به گزارش خبرنگار ايرنا،برخي از اين افراد گفتند برغم اينكه هفته گذشته مسئولان اداره آموزش وپرورش قرچك وعده دادند كه مطالبات معلمان درهفته جاري پراخت ميشود،اين وعده نه تنها تحقق نيافت بلكه حقوق فروردين ماه فرهنگيان منطقه نيز با سه روز تاخير پراخت شد.
رييس اداره آموزش و پرورش قرچك باحضور درجمع معلمان تجمعكننده خواستار صبر و تحمل بيشتر آنان شد.
"عليرضا گلزاري"گفت:وعده اي كه مابه دبيران منطقه قرچك داديم به واسطه سخنان مسئولان استان است كه متاسفانه محقق نشد.
وي تصريح كرد:هفته گذشته از سوي وزارت آموزش و پرورش فرمهايي به ادارات آموزش و پرورش ارسال شد كه خواستار فهرست مطالبات معلمان به وزارت آموزش و پرورش شدند تامطالبات به طور مستقيم از سوي وزارت خانه به حساب دبيران واريز شود.
وي اظهار داشت: به طور قطع مطالبات دبيران تا پايان ارديبهشت پرداخت خواهد شد و فقط نياز به صبر و تحمل بيشتر دبيران دارد.
به گزارش خبرنگار ما،معلمان معترض ظهر سه شنبه به تجمع صنفي خود در برابر اداره آموزش و پرورش قرچك پايان دادند اما اعلام كردند تا دريافت مطالبات خود از حضور در كلاس درس خودداري خواهند كرد.
برپايه اين گزارش،معلمان برخي ازمدارس قرچك ورامين درنوبت عصر امروز سه شنبه برغم حضور در مدارس از ورود به كلاس درس خودداري كردند
-=-=-=-=-=
دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش گفت: شوراي عالي آموزش و پرورش با پيشنهاد وزارت آموزش و پرورش مبني بر طراحي نظام معلمي موافقت اصولي كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي عالي آموزش و پرورش، مهدي نويد ادهم اظهار داشت: شوراي عالي آموزش و پرورش در جلسه 764 خود با پيشنهاد وزارت آموزش و پرورش مبني بر طراحي نظام معلمي جمهوري اسلامي ايران موافقت اصولي كرد.
وي افزود: مقرر شد وزارت آموزش و پرورش ظرف مدت 3 ماه لايحه پيشنهادي را تهيه و به اين شورا ارايه كند.

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم
همکاران محترم؛
بیتردید سال 86 یکی از تیرهترین سالهایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطهی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانهها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکلهای صنفی سکوت پیشه کردهاند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفتهاند و یا همکاران خود را فراموش کردهاند.
در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد میکنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکلهای صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات میرساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصنها و انجام حرکتهای اعتراضی را به کلّی نفی و انکار میکردند.
اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بیتفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعدههای داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حقالتدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهینآمیز بنهای نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.
همکاران گرامی
طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روشهای مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامهها، گلایهها، طومارها و زمزمههای معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.
عزیزان
در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانهها منعکس نمیکنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکلهای صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کردهاند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپردهاند. در شرایطی که علیرغم وعدههای داده شده ضعیفترین افراد به بالاترین پستهای این وزارتخانه گمارده میشوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان میایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت میکنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید میکنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته میشود، در شرایطی که با وجود وعدههای داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل میکند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمیدهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست میدهند و زندگی فلاکتباری را میگذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیدهاند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمیکنید و چرا افراد نالایق را کنار نمیگذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه میشوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانشآموزانی که چهرههایشان هر روز زردتر از روز قبل میگردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسامآوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟
بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان میدانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حقالتدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بیمهریها، توهینها و تحقیرهایی که صورت گرفته و میگیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بیحرمتی روا دارد.
برنامههای کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:
1- پنجشنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابنبابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.
2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .
3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا میکنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانشآموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بیتدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانههای مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که میبایست عمل نماییم.
( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام میکنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکلهای صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حقالتدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئتهای تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )
امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه و اطلاعرسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آنگونه که شایسته است همت گمارند.
با سپاس
۸۷/۱/۲۶
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:58 توسط فرهنگ
درهفته ی آخر فروردین ۱۳۸۷ جمعی از فرهنگیان بازنشسته ی کرمانشاه
در اعتراض به عدم پرداخت پاداش پایان خدمت خود و تبدیل آن به سهام
عدالت!!! (همان چیزی که شترآن را درخواب می بیند و غبغب از آن تناول
می فرماید ) و سایر نابسامانی هایی که دولت قیمت گذار ( ببخشید
خدمت گذار) به آن ها اعطا نموده است در مقابل سازمان آموزش و
پرورش استان کرمانشاه ت جمعی اعتراض آمیز برپا نمودند و مخالفت
شدید خویش را با تصمیم گیری های ناروای دولت اعلام داشتند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:46 توسط فرهنگ
۹۱ روز حبس معلمان همدانی به مدت دو سال به حالت تعلیق در آمد
در حالیکه ۹ معلم همدانی با چمدان های بسته آماده اجرای حکم بودند،با تجدید نظر خواهی شاکی پرونده (خانجانی معاون دادستان عمومی همدان )برای ۹نفرازاعضای کانون معلمان همدان شعبه ۶دادگاه تجدید نظر به ریاست متقی و مستشاری حبیب وند تشکیل و حکم فعالین صنفی معلمین همدان بخاطررعایت ملاحظات شغلی و جایگاه اجتماعی معلمان بر اساس ماده ۲۵ و ۲۷ به مدت دو سال به حالت تعلیق در آمد .
یاد آور می گردد۹ معلم همدانی که درشعبه 106 دادگاه عمومی همدان هر یک به تحمل 91 روز حبس محکوم شده بودند . در مدت تجدید نظر خواهی به رای صادره از سوی این دادگاه که انها را بر اساس اتهامات ( .تجمعات غیرقانونی و تشویش اذهان عمومی از طریق صدور اطلاعیه.......) محاکمه کرد . دراعتراض به روند کلی این جریان تقاضای تجدید نظر نداده بودند.
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
پیام تشکر حمید رحمتی
به نام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
به این وسیله از همه ی همکاران واعضای محترم هیات مدیره ی تشکل های صنفی معلمان سراسرکشورکه تاکنون به هر شیوه،در رویدادپیش آمده،باحضور خوددر شهر ساری وهمکارانی که قدم رنجه فرموده ودرشهرضابه دیدن من و خانواده ام آمدند،به آرامش روحی ماکمک نموده،وماراتنهانگذاشتند.
وچه همکارانی که امکان حضور نداشته،امابا دعای خیرخودمارایاری کردند، بسیاربسیار سپاسگزاری نموده واز خداوندبخشنده کمک می خواهیم تادرسر خوشی هاوجشن هاهمراه شما باشیم.
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
درخواست کانون های صنفی معلمان غرب کشور
به نام خداوند جان وخرد از : دبيرخانه كانون هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران به : دبيرخانه تشكلهاي صنفي معلمان ايران - تهران موضوع : درخواست نشست اضطراري با سلام : تقاضا داريم در اسرع وقت نسبت به تشكيل جلسه اي با حضور همه اعضاي شوراي هماهنگي جهت رفع برخي مشكلات پيش آمده و همفكري در مورد برنامه هاي هفته معلم سال 1387 اقدام و تاريخ و محل جلسه را به اطلاع اعضاي محترم برسانيد . با تقديم احترام غلامعلي عباسي دبير تشكلهاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران 11/1/1387۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
اعتصاب معلمان بریتانیا
معلمان بريتانيا: آماده براي نخستين اعتصاب ملي بعد از 21 سال در پاسخ به خودداري دولت از افزايش حقوقها همپاي نرخ تورم؛ اعضاي اتحاد ملي معلمان براي شركت در نخستين اعتصاب ملي معلمان در 21 سال گذشته آمادهاند. بعد از چهار سال افزايش حقوق پايينتر از نرخ تورم، نزديك به 200 هزار عضو يكي از بزرگترين اتحاديههاي معلمان بريتانيا، اتحاديه ملي معلمان (اِنيوتي، NUT)، آماده اعتصابِ روز 24 آپريل هستند. از اعضا، براي يك روز دست از كار كشيدن رايگيري شد. 75 درصد موافق اعتصاب يكروزه بودند و 25 درصد مخالف. 32 درصد كل اعضاء اين اتحاديه در رايگيري شركت كرده بودند. آخرين اعتصاب ملي در سال 1987 و در دوران دولت مارگارت تاچر اتفاق افتاده بود. فراخوان اخير براي اعتراض كارگري در واكنش به پيشنهاد افزايش 2.45 درصدي حقوق انجام ميشود. اين افزايش حقوق در حاليكه بالاتر از افزايش حداكثر دو درصدي است كه دولت گوردون براون براي بخش دولتي پيشنهاد داد، پايينتر از نرخ جاري 4.1 درصدي تورم است. معلمان ميگويند كه اين افزايش 2.45 درصدي كاهش عمدهاي در سطح و استانداردهاي زندگي معلمان دوره ابتدايي و متوسطه ايجاد خواهد كرد. استيو سينوت دبير ملي اِنيوتي ميگويد: اعضاي اِن يو تي با اكثريت بالايي به نفع كمپين بر عليه كاهش حقوق معلمان راي دادند. عمل دولت در تعيين افزايش حقوق پايينتر از نرخ تورم اشتباه است. نرخ تورم در حال حاضر 4.1 درصد است و معلمان براي سال 2008 افزايش حقوقي معادل 2.45 درصد دريافت خواهند كرد. نتايج كاهش دستمزد واقعي دستمزدها براي همه ما آشناست. اين مسئله يكي از خصوصيات وضعيت اقتصادي سالهاي پيش از 1997 بود كه بين رشد و ركود در تناوب بود. در آن دوره مدارس دچار مشكل استخدام و حفظ معلمان بود –كمبود معلم وجود داشت و رضايت شغلي پايين بود. اِنيوتي نميخواهد كه به آن دوره بد باز گرديم. از دولت ميخواهم تجديد نظر كند و اين تضمين را بدهد كه حقوقها حداقل همپاي تورم بالا برود؛ همچنين بپذيرد كه در حال حاضر فشار كاري بيش از حد و مداومي روي معلمان وجود دارد. حداكثر افزايش2 درصدي پيشنهادي دولت گوردون براون بر پايه شاخص قيمت مواد مصرفي (CPI، 2.1 درصد) تعيين شده، در حاليكه معلمان خواستار آنند كه افزايش حقوقها بر اساس شاخص قيمت خردهفروشي (RPI، 4.1 درصد) تعيين شود كه قيمت نرخ رهن مسكن را هم در نظر ميگيرد و در تعيين هزينههاي واقعي زندگي شاخص دقيق تري است. خيلي ازمعلمان تازهاستخدامشده بايد وامهاي دوره دانشجوييشان را بازپرداخت كنند كه نرخبهرهاش بر طبق شاخص قيمت خردهفروشي (RTI) تعيين شده و اين موضع معلمان را عصبانيتر ميكند. پيشتر ديگر اتحاديههاي معلمان، مانند اِن.آ.اس. يو. دبليو. تي (NASUWT) افزايش 2.45 درصدي را پذيرفته بودند و معتقد بودند كه در مقایسه با افزايش حقوق ديگر كارگران بخش عمومي كه 1.9 درصد است، افزايش قابلقبولي است. "رهبر" اِن.آ.اِس.يو.دبليو.تي، (NASUWT) كريس كِيتس معتقد است: " مسئله مهم براي اعضاي اين اتحاديه، نه ميزان دستمزد؛ بلكه فشار كاري بالاي معلمان است." ترجمه از: پويا ص. به نقل از http://libcom.org/news/uk-teachers-set-first-national-strike-21-years-01042008
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:40 توسط فرهنگ
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
نخستین التیماتوم کانون صنفی معلمان ایران(اردبیل)
به سازمان آموزش و پرورش اردبیل:
اگر تا ۲۲افروردین ماه ۶ماه حق التدریس و بن های معلمان راپرداخت نکنند، معلمان اردبیل از روز شنبه ۲۴ فروردین بطور گسترده در مدارس ابتدایی ،راهنمایی ومتوسط اعتصاب خواهند کرد.وتا برکناری مجید زاده رئیس سازمان آموزش وپرورش اردبیل به اعتصاب خود پایان نخواهند داد. از دید معلمان اردبیل آقای مجید زاده شایستگی این پست راندارد. کانون صنفی معلمان اردبیل می گوید: درچند روز گذشته معلمان اردبیل در بسیاری از مدارس این شهر سر کلاس ها ی خود حاضر نشدند که با وساطت کانون صنفی معلمان ایران راضی شدند تا روز پنج شنبه شکیبا باشند.
معلمان اعتصاب کننده پیشنهاد اعضای هیات مدیره ی کانون را پذیرفته به کلاس بازگشتند، همچنین هیات مدیره کانون اردبیل می گوید: دراین باره ملاقاتهایی با امام جمعه محترم داشته ایم ،و از نگرش خوب ایشان نسبت به اوضاع معلمان سپاسگزاری می نماییم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:21 توسط فرهنگ



